می خواستم سحر را به زور صیغه اش کنم ؛ او با پسر دیگری هم بود !

21 ساله بودم که پدرم همه سرمایه اش را در شراکت با یکی از دوستانش از دست داد. وضعیت مالی خانواده به اندازه ای به هم ریخت که حتی نان برای خوردن نداشتیم. - من هم در دانشگاه درس می خواندم، پسر بزرگ بودم و از این که می دیدم خواهران، برادر و مادر و پدرم در مضیقه هستند رنج می کشیدم به همین دلیل علاوه بر درس خواندن به کار هم مشغول بودم. با خودروی پسر عمه ام در مسیر زاهدان- زابل مسافربری می کردم و تا حدودی چرخ زندگی خانواده ... منبع خبر: نوداد دسته بندی خبر: حوادث

ادامه مطلب

view:2 منبع: قطره - 2 هفته پیش